به رغم همه تعاريف حاشيه يي که امروزه در محافل آکادميک وجود دارد، فلسفه پيدايش رسانه ها يک چيز بيشتر نيست؛ اطلاع رساني. نه کلامي بيش و نه کلامي کم، اين جامع ترين تعريفي است که مي توان از رسانه ارائه داد که نيست، جز ابزاري براي بيان اخبار.
تعاريف متنوع و گوناگون ديگري هم که در جهان امروز از رسانه ارائه داده مي شود همگي در چارچوب همين تعريف است که به سياق اصول آکادميک بسط و شرح يافته اند.
انسان در زندگي اجتماعي نياز شديدي به ارتباط داشته و تنها از اين طريق بوده که نيازهاي فردي و اجتماعي خود را برآورده کرده است. انسان از همان آغاز براي برقراري ارتباط و رساندن پيام خود به ديگران، شيوه هاي گوناگوني را به کار برده است؛ از اشارات، کلمات و اشاره هاي رمزي اوليه، تا استفاده از پيشرفته ترين و در عين حال پيچيده ترين وسايل ارتباطي مدرن امروزي و رسانه ها و وسايل ارتباط جمعي که در طول تاريخ داراي سرعت بسيار کند و ناچيزي بوده اند و در عصر حاضر تحول چشمگيري يافته اند.
رسانه ها نقشي تعيين کننده در پيشبرد اهداف جوامع و به روزرساني اطلاعات عمومي دارند و بر کسي پوشيده نيست که به غير از آنها ، ابزار ديگري نمي تواند آگاهي هاي افکار عمومي را افزايش دهد.
رسانه تعريفي بين المللي و فراگير دارد و نمي توان گمان کرد اين تعريف قابل تغيير است. چه جوامع توسعه يافته و مدرن و چه جوامعي که هنوز رنگ توسعه را به خود نديده اند، هر دو تعريفي اينچنين از رسانه را مشاهده کرده اند اما به کارگيري اين تعريف و پايبندي به اصول آن موردي ديگر است.
در کشورهاي توسعه يافته از رسانه ها استفاده هاي بهينه يي مي شود. اطلاع رساني در تمام سطوح جزء لاينفک فرآيند کار رسانه يي است و اين رسانه ها هستند که ارتباط ميان شهروندان و حکومت گران را به سادگي ميسر مي سازند.
اين اما تنها مربوط به کشورهاي مورد اشاره است و جوامع ديگر هرگز اينچنين نبوده اند و تغيير در تعريف رسانه از همين رهگذر پديد آمده است، حال آنکه رسانه ها يکي از تاثيرگذارترين ابزار در فرهنگ سازي جوامع مختلف به شمار مي آيند و قدرت هاي بزرگ جهان هزينه هاي هنگفتي براي ارائه عقايد و نظرات خود روي رسانه ها مي کنند.
پيدايش سينما در ابتداي قرن بيستم، ظهور رسانه هاي بي سيم نظير راديو و تلويزيون، توليد و انتشار نوارهاي ويدئويي و راهيابي آن به خانه ها در دهه هاي آخر قرن گذشته و از همه مهم تر همگاني شدن و امکان دسترسي آسان به آنها و هم اکنون نيز پديده شگفت انگيز ماهواره و شبکه هاي اينترنت از مظاهر تحول اين صنعت در عصر حاضر بوده اند، که انسان تمام آنها را براي رسيدن به مقاصد مختلفي نظير اطلاع رساني، تعليم و تربيت، فرهنگ سازي، هدايت و راهنمايي، افزايش آگاهي هاي اجتماعي و... به کار گرفته و مي گيرد.
رسانه ها اما به موازات تعريف اطلاع رساني خود که مسائل مهم را در افکار عمومي منعکس مي کنند و داشتن نقش تعيين کننده در فرهنگ سازي در جوامع کمتر توسعه يافته، به تعاريف تازه تري نيز دست يافته اند. تعاريفي که امروز در کسوت مستقل يا غيرمستقل بودن رسانه ها نمود مي يابند.
حکومت گران تمامي اخبار خود را از طريق رسانه ها به گوش افکار عمومي مي رسانند و شهروندان را از آنچه به انجامش مصمم هستند، مطلع مي کنند. اين اما يک جانب ماجراست و سوي ديگر آن شهروندان و مطالبات گسترده آنان است که بايد به گونه يي مدون و هدفمند برآورده شود. رسانه ها اگر در اختيار مسوولان و نهادهاي تحت امر آنها هستند به طور موازي بايد در اختيار شهروندان نيز قرار گيرند تا مبادله افکار و آراي مختلف به شيوه يي صحيح و کارآمد ميسر شود.
تنها کافي است يک روز به آنچه در رسانه هاي مختلف نوشتاري، ديداري و شنيداري منعکس مي شود، دقت کنيد.
انعکاس حجم وسيعي از اخبار نهادهاي حکومتي و ساير نهادها و در مقابل ميزان اندکي از طرح مطالبات اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي فضاي رسانه ها را به خود اختصاص داده است.
در اينجا بنا نيست مطالب گوناگون انتشار يافته از سوي رسانه ها که در حوزه هاي تربيتي، فرهنگي و... گردآوري شده اند، مورد واکاوي قرار گيرد که اين خود مجالي طولاني طلب مي کند اما هدف اين است که ميزان و نحوه انعکاس مطالبات شهروندان بررسي شود.
در شرايط فعلي تقريباً تمام رسانه ها بخشي را به انعکاس پيام هاي مردم در قالب پيام هاي تلفني و ... اختصاص داده اند. اين اما هرگز ثمربخش نبوده است، چرا که طرح مطالبات پاسخ مي خواهد و اين گونه است که با عدم پاسخگويي مسوولان به مطالبات شهروندان، رسانه فراموش مي شود و گوشه انزوا مي گزيند. آمارهاي غيررسمي نشان از آن دارند که عمده نهادهاي مسوول توجه چنداني به خواسته ها و مطالبات مطرح شده از سوي افکار عمومي در رسانه ها ندارند و تنها زماني که نظري از سوي يک شهروند نهاد متبوع آنها را تخريب يا مخدوش کند به ارسال جوابيه اقدام مي کنند.
سوال اينجا است که چرا رسانه هر روز بيش از روز قبل تعريف خود را به دست فراموشي مي سپارد و چرا کمتر کسي خود را در مقابل مطالب درج شده از سوي افکار عمومي در رسانه ها پاسخگو مي داند؟
اين در حالي است که سامانه هاي پرهزينه ارتباط مردمي نيز کارايي کافي نداشته و بيشتر به ويتريني از عملکرد مديران گوناگون بدل شده اند،
رسانه، ابزاري براي ارتباط بين شهروندان و مسوولان است، نه نمايشگاهي از آنچه مردم بايد بخوانند و نسبت به آن بي تفاوت باشند،

به لحاظ وجود عوامل نامساعد فيزيکي و رواني، محيط هاي کاري ايران مکان هاي مستعدي براي بروز حوادث شغلي هستند. به اعتقاد بسياري از کارشناسان، حوادث کاري پس از سوانح جاده يي بالاترين ميزان خسارات مالي و جاني را براي کارگران و کارفرمايان در وهله نخست و سپس در ابعاد وسيع تر براي پيکره اقتصاد جامعه به همراه دارند..jpg)