نياز به استراحت
با اينکه شيوه تازه زندگي تحميلي در جوامع صنعتي، جهانگردي را به عنوان ضرورتي حتمي و محسوس براي حيات فيزيکي و رواني ارائه نموده است. اما چنانچه ما در نيمه نياز طبيعي و نياز فرهنگي جهانگردي را بپذيريم، مسلما نياز به جهانگردي از شق دوم آن يعني نياز فرهنگي سرچشمه مي گيرد. به علاوه گفتني است که نياز به جهانگردي با اينکه هر لحظه بيشتر احساس مي شود ولي جز» نيازهاي اوليه و اصلي انسان نيست. زيرا به اهميت يک نياز مستقيم نظير نياز به معاش روزانه نمي باشد. با اين حال نياز به جهانگردي راه حل مناسبي براي نيازهاي ثانويه بشر است. در حقيقت تمدن صنعتي در مقابل نوع کاري که بر انسان تحميل مي نمايد و به واسطه الگوي روابط حاکم بر کار در اين جامعه، نياز به دوره اي جهت آسايش را خلق و پيشنهاد مي نمايد، که جهانگردي نيز مي تواند از آن استفاده کند. اما جهانگردي با اينکه راه حل مناسبي براي ساير نيازها است، ولي تنها فرم موجود براي استراحت و سرگرمي نمي باشد. با اين همه، نياز به حالتي کششي و جذاب دارد. البته منظور، کششي نسبي است نه کششي مطلق. در حقيقت زماني که جهانگردي به عنوان يکي از شيوه هاي فرهنگي رايج مطرح مي شود، نياز به گيرايي و دل بستگي خاصي پيدا مي کند. بررسي هاي به عمل آمده در اين زمينه نشان مي دهد که در اکثر موارد کاهش درآمدها الزاما به معني کاهش جهانگردي نيست. اين خصيصه را مي توان از مطالعه بحران هاي اقتصادي هفت ساله اي که پس از سال 1974 به وقوع پيوست به خوبي درک کرد. در اين سال ها تقاضاي جهانگردي همواره در حال افزايش بود. در حالي که در همين دوران در جوامع صنعتي بحران ديده، مصرف بسياري از مواد کاهش يافت اما جهانگردي خير. (به نقل از کتاب هاي شرکت هاي هتلداري و توسعه جهانگردي نوشته Bernarbi.R - sessa Alderto). گاهي اتفاق مي افتد که بعضي از مدل ها و انواع جهانگردي، مخصوصا جهانگردي Elit به عنوان گونه اي از سمبل خودنمايي جلوه گر مي شود. در گذشته کم نبودند افرادي که جهانگردي مي کردند تا با افتخار بگويند: «من هستم که مي توانم جهانگردي کنم.»، «من به طبقه پولدار و خوش سليقه جامعه متعلق هستم.»، «من مي دانم وقتم را چگونه بگذرانم.» و.... ولي امروز مطلب فرق کرده است. اکنون جهانگردي فعاليتي است که توده ها، جمعيت و گروه ها را در برمي گيرد. جهانگردي توليدي است صنعتي و استاندارد، با مصرفي وسيع و همه گير. با اينکه در اثر استاندارد شدن خدمات جهانگردي نظير جاده ها، وسايل حمل و نقل، هتل ها، تسهيلاتي به وجود آمده است لذا براي افرادي که مايل هستند جهانگردي را به عنوان عاملي در جهت جدايي خود از ديگران مورد استفاده قرار دهند، يک سلسله نيازهاي رواني چندگانه در پاره اي از افراد به خصوص، بروز مي کند. درست از همين جا است که اختلاف بين جهانگردي گروهي و جهانگردي اشرافي Elite نمايان مي شود.
علل جهانگردي
تقاضاي جهانگردي تقاضايي است ويژه و مشخص که از علت يابي و انگيزه هاي کلي آن متولد مي شود. انگيزه ها و علت يابي ها بايد پاسخگوي اين نيازها باشد: نياز به امنيت، نياز به خود تاييدي و نياز به آزادي. براساس تحقيقات به عمل آمده برروي مشخصه ها و ويژگي هاي رواني، به نظر مي رسد که اين نيازها، انگيزه هاي رفتاري افراد بشر را تشکيل مي دهند.
الف) انگيزه ها
1) انگيزه امنيت: در جهانگردي ارائه کننده کند و کاو در موارد زير است:
- سلامت فيزيکي
- گريز و رهايي، به عنوان ضرورتي حتمي در جهت ايجاد سلامت عقلي.
- کار به عنوان رفتاري مشترک با جميع مردم.
2) انگيزه خودتاييدي و مليت: مانند نياز به خودبيني، به منظور نشان دادن جنبه هاي مثبت شخصيت خويش اين انگيزه مانع راه جهانگردي است و بر آن لطمه وارد مي کند. مانند بيان اين عبارات: «هرکس دارد (از نظر مالي) مي تواند جهانگردي کند.» که معمولا بيانگر لحظه برتري شخص بر کساني است که نمي توانند به مسافرت بروند. گاهي جهت نمايش لحظه برابري شخص، با افرادي که از کلاس يا طبقه بالاتر هستند مورد مصرف قرار مي گيرد: مثلا (همان سفر، همان کشتي، همان سالن غذاخوري) و....
3) انگيزه آزادي: اين انگيزه در جهانگردي به عناوين لحظه رهايي مطرح مي شود. نظير:
- به عنوان عاملي براي رهايي از محيط کار.
- به عنوان عاملي در جهت رهايي از فشار زندگي روزمره (فرار از حرکات معمولي روزانه).
- به عنوان رهايي از نظارت هايي که به صورت عادت در آمده اند.
- به عنوان عاملي در جهت رهايي از زندگي سرشار از تشنج شهرنشيني.
در اين جا جهت جلوگيري از اطاله کلام تنها به انگيزه هاي جهانگردي در ارتباط با سن اشاره مي کنيم. چنانچه سه گروه و مرحله سني شامل جوانان، ميان سالان و سالخوردگان را در نظر بگيريم به خوبي درمي يابيم انگيز ه هاي جهانگردي براي هر کدام از اين مراحل سني متفاوت است.
ب) گروه هاي سني
1) جهانگردي جوانان: در اين نوع از جهانگردان به طور ريشه اي نياز به آزادي و خودمحوري به چشم مي خورد. خواست هاي اين طبقه از جهانگردان در قالبي ناهمگون، تازه، ماجراجويانه، ضدنظم و ترتيب و خود محور متجلي مي شود. در اين مرحله سني افراد به هيچ وجه جهانگردي سازمان يافته و گشت هاي منظم را نمي پذيرند.
2) جهانگردي ميانسالان: در اين مرحله سني نيز مي توانيم به پاره اي از انواع نياز به خودتاييدي برخورد کنيم. ولي نياز به امنيت در اين مرحله سني بيشتر به چشم مي خورد. همچنين نياز به آزادي کاهش يافته و خودمحوري نيز ديده نمي شود. افراد اين مرحله سني متقاضي جهانگردي در سطحي مناسب هستند و گشت هاي سازمان يافته را مي پذيرند و تا حدود قابل ملاحظه اي از ماجراجويي و انجام اعمال غيرمنتظره دوري مي کنند.
3) جهانگردي سالخوردگان: در اين گروه سني انگيزه امنيت بر کليه عوامل مسلط است. سالخوردگان بيشتر مايل هستند مناطقي را که قبلا ديده اند، بازديد نمايند. از حوادث غيرمنتظره مي ترسند اين طبقه سني قبل از هر مسافرت، گشت هاي سازمان يافته و برنامه ريزي شده را مي پسندند. به هر حال شيوه هاي جهانگردي به تناسب سن افراد تغيير مي کند، زيرا سن افراد، درجه ارزشيابي نيازهاي آنها است. لذا اکثرا به پيروي از آن، انواع جهانگردي انتخاب و اجرا» مي گردد. سفرهاي خانوادگي معمولا با برخوردها و مشکلات عديده اي روبه رو مي گردد. زيرا چنانچه در انتخابات محل و اجرا» سفرهاي فاميلي به مواردي که در مبحث طبقات سني گفته شد توجه نشود مطلوب عايد نمي شود. ترتيب دهندگان گشت هاي مسافرتي اين موارد را به خوبي مي شناسند و به همين دليل براي جلوگيري از شکست احتمالي خود، به مقابله برخاسته و ادعا» مي کنند تورهاي يکساني را براي کليه اعضا» خانواده تشکيل نخواهند داد. اينجا است که جهانگردي به تناسب نقش گسترده اي که در درون اجتماع ايفا» مي کند به سودجويان از اين خوان گسترده نيز اعلام خطر مي کند. به علاوه به تناسب استحکام نقش جهانگردي، موضوع نياز به آن نيز در درون جامعه تولد و گسترش مي يابد. البته اين امر در پاره اي از الگوها و انواع جهانگردي به طريقي است که افزايش قيمت خدمات موجبات کاهش سوددهي را فراهم نمي کند. مخصوصا زماني که اين خدمات مورد استفاده طبقاتي قرار مي گيرد که از نقطه نظر اقتصادي در سطح بالايي قرار دارند. به علاوه چنانچه جهانگردي به عنوان سمبل خودنمايي مطرح باشد کسي که به آن دست مي يابد نمي تواند به راحتي از تکرار آن منصرف شود. زيرا اين شيوه جهانگردي چنان است که بدون اجرا»، موضوع «خودنمايي» و طرح «من» منتفي خواهد شد.
عوامل فعاليت و توسعه جهانگردي
عوامل اصلي فعاليت و توسعه جهانگردي عبارتند از:
1) افزايش تحرک و تردد در جامعه، از نظر حرفه اي و منطقه اي: در گذر از فعاليت هاي اوليه به خصوص روستايي، به سمت فعاليت هاي ثانويه «صنعتي» و ثالثيه «خدمات» تغييرات زيادي به وجود آمد که از آن جمله مي توان افزايش ايام فراغت، امنيت در حقوق و مرخصي، تمرکز شهرنشيني و دگرگوني اساسي در شيوه زندگي را نام برد. عوامل فوق الذکر مجموعا شرايط شکوفايي و توسه جهانگردي را مهيا مي کند. در مقابل صدها هزار نفر از کارگران، کارمندان و معلمان مخالفت آرام خود را با پديده جهانگردي نشان مي دادند. زيرا معتقد بودند کسي که همه روزه يا همه هفته خستگي پيمودن 50 تا 100 کيلومتر راه را متحمل شده است ديگر نمي خواهد و آرزو ندارد که خود را در معرض سفري به عنوان استراحت قرار دهد.
2) کاهش وابستگي بين گروه هاي اوليه و افزايش مشکلات جوامع ثانويه: امروزه ما در جامعه اي حضور داريم که افراد و گروه هاي آن به مانند جمعيت هاي ميانه اي که جايگاه طبيعي آنها انجام مبادلات کالاها و تجربيات و ارزشيابي منافع آن بوده نمي باشد. در جامعه متراکم امروزي فرد اشخاص بي ارزش و بي دفاع هستند. تصميم گيري ها در اکثر مواقع يا براساس تلقين اصطلاحات حساب شده عقيدتي است و يا در اثر تحريک رفتاري اکثريت که از اين ميان مد جهانگردي هم مشتق مي شود.
3) از بين رفتن معاني سمبل هاي سنتي: مي دانيم پاره اي از نشانه ها در گذشته داراي معاني خاصي بوده اند. ولي امروزه اين نشانه ها معاني گذشته و ارزش قديمي خود را از دست داده اند. في المثل در زمان هاي نه چندان دور از طريق مشاهده لباس هاي اشخاص مي توانستيم به طبقه و شغل آنان پي ببريم و يا از طرز ييلاق رفتن و يا تئاتر رفتن افراد طبقه اجتماعي آنان را شناسايي کنيم. ولي امروزه تلويزيون و لباس هاي آبي جين اين سمبل ها را نابود کرده است. استاندارد شدن رفتارها و مصارف از جنبه هاي مهم تغييرات زيربنايي در سطح جامعه است. اين ارمغان نتيجه نفوذ وسايل ارتباط جمعي در ميان مردم و فرهنگ جامعه است.
