تبليغاتX
سایه روشن زندگی

سایه روشن زندگی

طرح مسایل اجتماعی


جنگاوري نيست
مبارز در انزواي خويشتن به دار آويخته شده است
سكوتي غمين دشت را فرا گرفته است
گوسفندان در آغل هاي خويشتن محصور گرديده اند
طوفاني دگر باره وزيدن گرفته است
و دلاوران ديگر پتك هاي آهنين نمي كوبند
زمانه در جستجوي قهرمان مي تازد
و
ننگ بر من باد
سكوتم را
چگونه در پي سلحشور باشم
ماداميكه كه مردان در وراي بزك خويشتن ، به خود نيز پشت كرده اند
و زنان كنون فاحشه هاي شيرده در ژرفناي لجن بار خويش به اميد قهرمان نشسته اند

ننگ بر من باد
گامهايم را چگونه بر دارم
راسخ نيستم
لرزه اي بر پيكر نالايقم افتاده است
و باري شانه هايم را سنگيني ميكند
 ننگ بر من باد
كه كنون زار گشته ام
ترس بر من رخنه كرده است
مفري نيست
چگونه تاب آورم
اشك بر گونه هاي كودكان قنديلي بسته است
پيران را كاري نيست جز بازتاب حسرت بار گذشته ننگين

حصاري بر خويشتن كشيده ام خونبار
و اندوهي هميشگي سينه ام را مي فشارد
ننگ بر من باد كه جنگاور درونم تباه گرديده است
نفرين بر من باد

ماخذ :   http://www.closet.blogfa.com
+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرویز عبادی  | 

بادهای مهاجم امروز سیمای شهر را دگرگون ساختند
در پس این طوفان وحشتناک چه چیزی لانه کرده است

باید گفت طوفان می آید برای آن که ، آنهایی که ناتوان هستند را با خود به دور دستها برد
زمین جای آدمهای ناتوان نیست
زمین مبارز می طلبد و سلحشور
و کجاست نسل جنگاوران....



+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرویز عبادی  | 


یک دم  تا شکفتن باقیست
نو بهار در راه است
آیا این بهار سرآغاز راهی نو در زندگیمان خواهد بود ...

که به یاد خواهد آورد در پس شکفتن بهار
فصل سرد و هنگامه مرگ بوده است ...


+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرویز عبادی  | 

پرویز امروز بامدادان مرد و کسی برایش اشک نریخت !
پرویز امروز در دمادم نیم روز از پس آن مرگ زاده شد و کسی آمدنش را تبریک نگفت .
دلباخته نیست
اما ....
+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرویز عبادی  | 


همه اشتباه می‌کنیم. تصمیمات غلط؛ انتخابهای نابجا؛ اعمال نسنجیده. در طول زندگی‌مان سعی و خطا می‌کنیم و درسهای جدید یاد می‌گیریم. اشتباه همیشه اثر بد خودش را در زندگی آدم می‌گذاره و ازش راه فراری هم نیست. اثرات بد خیلی از اشتباهات را می‌شود بمرور زمان و با تلاش زیاد پاک کرد ولی بعضی از اشتباهات هستند که مسیر زندگی آدم را آنچنان تغییر می دهند که اصلاح آنها دیگر به راحتی امکان‌پذیر نیست. بزرگترین اشتباهی که یک نفر ممکن است در زندگی خودش انجام بدهد چیست؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرویز عبادی  | 

جنگاور و سلحشور از دیدگاه ارد بزرگ

 

جنگاور و سلحشور کیست؟
منظور از این واژه های چیست؟
فکر می کنم بهترین تعبیری که تا کنون از این واژه ها شده است سخنان و آموزه های (( ارد بزرگ )) است .
او از درون و بطن جنگاور و سلحشور زایشی دوباره را نوید می دهد که می آید برای درمان دردها و نقصها...
شاید در ابتدا تصور شود جنگاور حاصل رستاخیز و انقلاب باشد اما در بطن آن آرامش و التیام متجلی است
با هم قسمتی از تعبیرهای ایشان را در این ارتباط مرور می کنیم :

    جنگاور دارای ریشه و بنی پاک است .
    جنگاور تنها یک راه می شناسد و آن راه بی پیچ و خم به سوی هدف کشیده شده است .
    جنگاور به هیچ چیز جز هدف نمی اندیشد .
    جنگاور بدنبال خواب و آسایش نیست ، هدف ! چشم و اندیشه او را پر کرده است .
    جنگاور پیش از آنکه در راه پای نهد اندیشه اش بسیار بزرگ و فربه گشته و آنگاه که اینگونه شد همواره شمشیرش در دست است نه در نیام .
    جنگاور به پشت سر و دو سوی راه نمی نگرد و درنگ هم نمی کند .
    جنگاور ، از روزی سلحشور است که به شناخت رسیده و هدف را یافته باشد در این روز دیگر برای رسیدن به هدف از همه چیز خود خواهد گذشت .
    جنگاور را هیچ چیز نمی تواند فریب دهد چون او تنها به برج انتهای راه چشم دوخته و هر که در میانه او و هدفش باشد را خواه ناخواه از پای در خواهد آورد .
    جنگاور چون هدف را می شناسد به نگهبانان و دزدان بین راه یک دم هم میدان نمی دهد .
    جنگاور در همه حال بسوی هدف پیش می رود ، چه در خواب و چه در بیداری ، فکر هدف ! یک آن از اندیشه اش دور نمی شود .
    جنگاور هیچ کس را زخمی نمی کند ضربات او باید سریع ، پیاپی و کشنده باشد او نباید مار زخمی در بین راه برجای گذارد چون پشت سر او نگهبانی نیست
    جنگاور را ، نه دُر شاهوار گول می زند و نه آدمی زیبا که با کرشمه او را به سوی آغوش خویش فرا می خواند .
    جنگاور جز جان خویش ، چیزی برای از دست دادن ندارد آن را هم پیشتر فراموش کرده است .
    جنگاور نه در پی رویاست ، هر چه می کند به هدف گره خورده است .
    جنگاور جوانی خویش را برای بدست آوردن هدف از دست خواهد داد این یک فرایند بی بازگشت است .
    جنگاور یکتاست ، شاید برای دگرگونی تاریخ همین یک تن کفایت کند .
    جنگاور ژاله ای چکیده از درد است و برای درمان می آید .
    جنگاور رجز خوانی نمی داند ... او هدف را می شناسد همین .
    جنگاور ، شمشیرش هیچ گاه دیده نمی شود شمشیر او نه دیدنی است و نه رویایی...شمشیر او با برج و باروهای شهر پیش رو هماهنگ است .
    جنگاور آغاز زندگی این جهانی اش را با آخرین چکاچاک شمشیرش جشن می گیرد .
    جنگاور چون از خود گذشته است این فراخی را یافته که بی نهایت بدست آورد .
    جنگاور نه تند می دود و نه آهسته ، گامهایی استوار او پیشاپیش زمان رسیدن به هدف را می دانند ، هر گام در پس خود اندیشه و هدفی را دنبال می کند .
    جنگاور ، آنکه از جاده می گریزد را دنبال نمی کند و آنکه بیرون از جاده رجز می خواند را نمی بیند نگاه او تنها به برج پیش روست .
جنگاور هنگامی که از دیوارهای شهر گذشت به هیچ سوراخی سرک نمی کشد او تنها به سوی بلند ترین ساختمان می رود و خود را به بلند ترین جای آن خواهد رساند او باید زایش خویش را از آنجا آغاز کند .
    جنگاور آخرین ضربه شمشیرش در بلند ترین جای شهر دور ، زایشی نو را نوید خواهد داد.

این بیست و پنج درس (( ارد بزرگ )) می تواند برای هر انسان متکی به نفسی یک راهکار مناسب باشد برای طی مسیر....
باید دید چه مقبول خواهد افتاد و رهگشا...


پرویز عبادی
کارشناس علوم اجتماعی
http://seewww.blogfa.com/post-82.aspx

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرویز عبادی  | 





قوانین با نتیجه گیریهای علمی در جامعه شناسی جامعه شناس در بادی امر, به اتکای اطلاعات و تجارب موجود برای حل مساله‌ای , فرضیه ای ترتیب می‌دهد. آنگاه برای اطمینان از درستی یا نادرستی فرضیه خود , در حوزه عمل به تجربه دست می‌زند, و اگر تجربه را موید آن یابد, آنرا معتبر می‌شمارد و قانون می‌خواند.

اما چون موضوع جامعه شناسی اجتماعی است و این گونه مسائل در زندگی محقق نقش دارند, معمولاً تحقیقات علوم اجتماعی بیش از تحقیقات علوم دیگر با تمایلات و تعصبات و سوابق ذهنی محقق ارتباط می‌یابند. ولی در هر صورت نتیجه گیریهای علمی در جامعه شناسی تا آنجا که با واقعیات مبتنی بر حقیقت سازگار باشند, مانند قوانین و نگرشهای علوم دیگر اعتبار دارند. البته در این نکته بایستی توجه کامل نمود که این نتیجه گیریها که شاید بتوان بدان نام قانون اطلاق نمود ,تفاوتهای عمده‌ای با نتیجه گیریهای علمی در علوم تجربی دارند .

سیسیرون(106-43 ق,م) خطیب بزرگ روم شاید از نخستین متفکرانی باشد که پی برده بود جامعه نیز مانند طبیعت تابع قوانین است . مونتسکیو مفهوم قانون را بصورتی مخصوص در علوم اجتماعی طرح کرد , و با اعلام اینکه قوانین روابط ضروری ناشی از طبیعت اشیاء هستند مطالعه نهادهای اجتماعی را بر اساس مطالعه روابط دائمی موجود میان طبیعت انسان(با توجه به عوامل جسمانی و فکری انسانی ) و طبیعت اشیاء یعنی محیط استوار نمود.

در میان سایر دانشمندان نیز این فکر قوت گرفت که پدیده‌های اجتماعی همانند پدیده‌های فیزیکی و شیمیائی دارای قوانین خاص خود می‌باشد, البته لازم به توضیح است که قوانین فیزیکی جنبه قطعیت دارند ,در صورتیکه قوانین شیمیائی , مستلزم شرایط خاص و بویژه وجود مقادیر معین و قابلیت ترکیبی مواد است .در زیست شناسی این وابستگی شرایط افزایش می‌یابد, زیرا بازتابهای موجودات زنده متغیرند. چنانکه می‌دانیم در فیزیک تکرار شدن کامل یک امر فیزیکی همواره امکان دارد, یعنی مثلاً می‌توان در آزمایشگاهها تمام اعمال فیزیکی را تکرار کرد و به همان نتیجه معین می‌رسید ولی در علوم دیگر مثلاً زیست شناسی ممکن است طی مطالعه و تحقیق یک رشته پدیده‌ها برخورد شود که پس از تکرار آزمایش نتیجه معین و مورد نظر بدست نیاید, یعنی عوامل جدیدی از قبیل سازش با شرایط تازه , ایجاد حساسیت و نظایر آنها ممکن است در آزمایشهای مختلف محقق را از رسیدن به قوانین قطعی باز دارند.

همین دشواریها در زمینه علوم اجتماعی نیز پیش می‌آید, زیرا در اینجا نیز سروکار محقق با انسانها است و به همین علت قوانین اجتماعی مقید به شرایط زمانی و مکانی هستند بشرح زیر :

    * محدودیت زمانی قوانین اجتماعی:

از آنجا که جوامع بسرعت رو به تحول می‌روند. قوانین اجتماعی شامل مرور زمان گردیده و بنابراین با جمع آوری اطلاعات و مدارک لازم می‌توان پدیده‌های اجتماعی را در زمان معینی مطالعه کرد و روابط علی میان این روابط را ارائه نمود. نتایج بدست آمده بدنی ترتیب در درجه اول به زمان خاصی بستگی داشته و قابل تقسیم به زمان دیگری نمی‌باشند. در علوم تجربی قوانین علمی بدین صورت تابع زمان نبوده و بعنوان مثال وقتی که می‌گوئیم که آب درصد درجه حرارت به جوش می‌آید, این قانون در هر زمان در جو موجود و در سطح دریا قابل آزمایش و مقرون به حقیقت است.

    * محدودیت مکانی قوانین اجتماعی :

نتیجه گیریهای علمی در جامعه شناسی, دارای محدودیت مکانی بوده و بر خلاف علوم تجربی در سایر جوامع تعمیم نمی‌باشند, بعنوان مثال نتیجه گیری علمی یک محقق جامعه شناسی در باره یک پدیده اجتماعی در جامعه ایران قابل تعمیم به سایر کشورها نبوده و گاه حتی نتیجه گیری فقط قابل تعمیم به محدوده بسیار کوچکتری از جامعه آماری مورد مطالعه است . در علوم تجربی نتیجه گیریهای علمی غالباً قابل تعمیم بوده و در جوامع مختلف قابل انطباق می‌باشند. فی المثل قانون جوشیدن آب در صد درجه حرارت ارتباط به مکان خاصی نداشته و در تمام نقاط کره زمین آب در صد درجه حرارت در کنار دریا بجوش می‌آید.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرویز عبادی  | 





تاریخ وقایع مهم اجتماعی را برحسب زمان وقوع و محل وقوع آن مورد مطالعه قرار می‌دهد و براساس موضوعات مورد مطالعه خود به شعب دینی , ادبی , سیاسی و هنری , فلسفه و فرهنگ قابل تقسیم است .از آنجا که تاریخ به مطالعه اجتماعات در گذشته می‌پردازد می‌توان آن را در ردیف علوم اجتماعی قرار داد.

تاریخ در روشن شدن سوابق زندگی اجتماعی و اثر مسلم آن در وضع فعلی در کلیه شئون جامعه باید مورد توجه جامعه شناسی باشد . زیرا افراد را نمی‌توانیم جدا از گذشته آنها مورد مطالعه قرار دهیم .مطالعه با روش تاریخی روشن خواهد کرد که مردمان در دوران های مختلف و در نقاط گوناگون دنیا دارای جه عقاید و آراء فلسفی , سیاسی و اجتماعی و علمی بوده‌اند و در این دورانها درباره امور چگونه فکر می‌کردند؟
زندگی و نحوه معیشت آنها چگونه بوده است ؟ اشکال حکومت , سازمانهای اداره اجتماعی چگونه بوده و چه تحولاتی در درون آنها پیدا شده است .
علاوه بر تاریخ که ارتباط نزدیک با جامعه شناسی داشته و جامعه شناس در تحقیقات خود ناگزیر از مراجعه بدان و کمک از آن است ، علوم اجتماعی دیگری نیز که هر یک خود علم مستقلی محسوب گردیده و دارای شعبات متعددی می‌باشند مورد استفاده جامعه شناس قرار گرفته و وی در ارتباط با تحلیل های خود از آنها سود می‌جوید علومی از قبیل اقتصاد و حقوق و علم سیاست از آنجمله اند, علم آمار نیز بعنوان علمی کمکی در پژوهشهای جامعه شناسی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرویز عبادی  |