مبارز در انزواي خويشتن به دار آويخته شده است
سكوتي غمين دشت را فرا گرفته است
گوسفندان در آغل هاي خويشتن محصور گرديده اند
طوفاني دگر باره وزيدن گرفته است
و دلاوران ديگر پتك هاي آهنين نمي كوبند
زمانه در جستجوي قهرمان مي تازد
و
ننگ بر من باد
سكوتم را
چگونه در پي سلحشور باشم
ماداميكه كه مردان در وراي بزك خويشتن ، به خود نيز پشت كرده اند
و زنان كنون فاحشه هاي شيرده در ژرفناي لجن بار خويش به اميد قهرمان نشسته اند
ننگ بر من باد
گامهايم را چگونه بر دارم
راسخ نيستم
لرزه اي بر پيكر نالايقم افتاده است
و باري شانه هايم را سنگيني ميكند
ننگ بر من باد
كه كنون زار گشته ام
ترس بر من رخنه كرده است
مفري نيست
چگونه تاب آورم
اشك بر گونه هاي كودكان قنديلي بسته است
پيران را كاري نيست جز بازتاب حسرت بار گذشته ننگين
حصاري بر خويشتن كشيده ام خونبار
و اندوهي هميشگي سينه ام را مي فشارد
ننگ بر من باد كه جنگاور درونم تباه گرديده است
نفرين بر من باد
ماخذ : http://www.closet.blogfa.com



جنگاور دارای ریشه و بنی پاک است .